باشگاه هواداران ایرانیان
بازدید: 50
کد: 75
زمان انتشار: یکشنبه 5 مهر 1394

تاريخچه موسيقی در غرب1

ريشه هاي اصلي موسيقي در ايران و يونان بوده است و غربي ها طبق روايتهاي تاريخي موسيقي جدي و هنري وتقريباً مدون خود رااز سده چهارم ميلادي شروع كردند و قديسي موسيقي را از طريق كليسا به اهميت ويژه رساند. موسيقي اين دوره اغلب مذهبي و محدود به آثار خاصي در ارتباط با حكايتها و دستور العملهاي كتاب مقدس (انجيل) و خواندن سروده هاي آن بوده است. البته پيش از قرن چهارم ميلادي هيچگونه اطلاع صحيحي از وضع موسيقي در دست نيست، تنها از كتابهايي كه از آن زمان بيادگار مانده بخصوص در نوشته هاي پيروان مسيح نام آوازي كه مربوط به روايات مسيح پيش از حركت و صعود به كوه زيتون است ذكر شده است. تا آنزمان موسيقي بصورت مونوفوني (يك صدايي) بوده و از سده نهم ميلادي پوليفوني (چند صدايي) در موسيقي مورد استفاده قرار ميگيرد و بتدريج تحولي در صدا دهي موسيقي بوجود مي آيد. تا قرن هفدهم موسيقي مطلقاً در اختيار اشراف و دربارها و بخصوص كليسا بوده بطوريكه اگر گروههاي ذكر شده حمايت و پشتيباني خود را اواسط قرن هفدهم كم كم و بتدريج موسيقي از تسلط كليسا و دربار خارج ميشود و با حضور باخ كه از موسيقيدانان بنام آلماني است شمايل و كارآيي اين هنر رو به تغييراتي مي گذارد، البته باخ دراختيار كليسا و اشراف بوده و حقوق دريافت مي كرده اما تحولي عظيم در موسيقي غرب ايجاد نمود.موسيقي در قرون وسطيروميها كه در تمدن وارث يونانيها بودند موسيقي را نيز مانند ساير آثار هنري از آنها اقتباس كردند در جشن بزرگ رم به سال 360 پيش از ميلاد نخستين بار، يك درام به همراهي موسيقي و بدون مكالمه (پانتوميم) نمايش داده شد اساس موسيقي كلاسيك رم را به وجود آورد در قرون وسطي به تقليد يونانيها آوازهاي دسته جمعي همراه رقص درنمايش تراژدي و كمدي معمول گرديد كليسا از بدو تأسيس تا قرن 15 وظيفه بزرگي در تكامل موسيقي به عهده داشت و پيشوايان مذهبي كه در اواخر قرن ششم ميلادي توسط پاپ گري گوار اول كه اسقف اعظم كليساي رم بود و موجب شد تا فرم هاي سرود گر گوري مثل مس كه يك رشته آوازهاي مذهبي است كه در كليساس كاتوليك براي متن يك دعا خوانده مي شود و ركوئيم (مرثيه) كه بيشتر به يادبود مردگان ساخته و اجرا مي شود و معناي آرامش دارد و فرم هاي ديگري نظير كائنات و موتت كه بيشتر براي خواندن و كلام و آواز است توجه آهنگسازان دورة بعد مثل دورة كلاسيك را جلب كرده و از اهميت خاصي برخوردار بوده است.هنر جديد: فيليپ دوويتري اسقف فرانسوي يكي از تتئوريسين هاي بزرگ فرانسه بود كه تحقيقات خود را در هنر موسيي به صورت رساله اي منتشر كرد و نام ARSNOVA يا هنر جديد ناميد كه اين موضوع مربوط به نيمه قرن 13 مي شود. گيوم دوماشو يكي از ديگر آهنگسازان و تئوريسين هاي هنر جديد است و به واسطة آثاري كه در موسيقي مذهبي و غير مذهبي غرب به يادگار گذاشته ميتوان بزرگترين آهنگساز قرن 14 دانست.موسيقي در دورة رنسانسدر اواخر قرن 15 ميلادي تحول بزرگي در افكار و عقايد دانشمندان اروپا بوجود آمدكه بنيان علوم قديم را در هم ريخت به اين مناسبت دوره اي را كه صفحه جديدي در تايرخ تمدن اروپا باز كرد رنسانس يا تجديد حيات ناميدند. پيشواي تجدد حيات اروپا بيشتر كشور ايتاليا بود كه با ظهور نويسندگاني مانند ماكياول و تاسو و هنرمندان بزرگي چون برامانته/ لئوناردو داوينچي/ رافائل و ميكل آنژ اين تحول بزرگ را بنيان نهاد. همچنان كه يونان مهد تمدن قديم بود. ايتاليا باني تمدن جديد اروپا شد. پلي فوني (يعني چند صدايي) از قرن 9 ميلادي در موسيقي پيدا شد با اين وصف علمي كه امروز آنرا هماهنگي با هارموني مي نامند. هنوز بوجود نيامده بود. از اواخر قرن 15 يك قاعده كلي براي آوازها و نواهاي چند صدايي وضع شد كه آنرا كنترپوآن ناميدند. طبق اين قاعده چند آهنگ مختلف كه در يك زمان شنيده مي شود بايد طوري با هم تركيب شو دكه گوش آنرا نامطبوع تشخيص ندهد. واژه كنترپوآن لاتيني و معناي آن نقطه در مقابل نقطه است منظور از نقطه در برابر نقطه، نت يا ملودي در برابر ملودي است. كنتراپون در قديم نوعي موسيقي را گفته اندكه شامل 2 يا چند صداست و نت هاي ملودي هر بخش بانت هاي متناظر بخش يا بخش هاي ديگر هم زمان اجرا مي شود.آغاز دوره جديد در موسيقي غرب: قرن 17 مقارن با يك سلسله تحولات بزرگ موسيقي است و در حقيقت هنر جدي و كلاسيك موسيقي از ابتناء، اين دوره شروع ميشود.دوره باروك م 1750 – 1600 – باروك در اصل به سبك معماري متعلق به قرون 17-18 و يا دقيقتر از سال 1600 تا سال 1750 ميلادي در آلمان و اطريش اطلاق مي شد و بر همين زمينه گاهي موسيقي همان دوره را نيز چنين ناميده اند. كلمه باروك احتمالاً از نام نقاش ايتاليايي كنت باروچيو مأخوذ است كه سبكي خشن در هنر نقاشي داشته است. برخي ازهنر شناسان و محققين فرانسوي اين اصطلاح را برابربا زشتي، زمختي و ناهنجاري در هنر گرفته اند... موسيقي باروك، موسيقي متداول بين سال هاي ذكر شده مي باشدكه تقريباً داراي هارموني در هم برهم و مدگردي خشن و ناهنجار و غير طبيعي بوده است. آهنگسازان مشهور اين دوره سباستيان باخ، فيليپ امانوئل باخ، جورج فردريك هندل، آنتونيو ويوالدي و تعدادي ديگر مي باشد.پيدايش هم آهنگي (هارموني): هارموني يا هم آهنگي، علمي است كه از قواعد وصل كردن صداها و تنظيم ميگيرد و آهنگساز با فراگيري آن قادر ميشود آثاري به شيوه پوليفوني بسازد. به بياني ديگر همانطور كه ملودي از ريتم ناشي ميشود، هارموني نيز از ملودي بوجود ميآيد. همانطوريكه قبلاً ذكر شد پوليفوني از قرن نهم ميلادي در موسيقي پيدا شد. با اين اوصاف، علمي كه امروز آنرا هم آهنگي يا هارموني مينامند هنوز بوجود نيامده بود.در پوليفوني نواهاي مختلف و فواصل مطبوع چند صدايي استفاده ميشد ولي قواعدي كه طرز بكار بردن آنها را معين كند وجود نداشت. از اواخر قرن پانزدهم يك قاعده كلي براي آوازهاي چند صدايي وضع شد كه آنرا كنترپوآن ناميدند. در قرن شانزدهم تدريجاً قواعد جديدي براي آن وضع گرديد و بالاخره كنترپوآني كه در آن ريتم و كلمات و آواز در كليه صداها مساوي بود هارموني خوانده شد. به اين ترتيب بعد از دو عامل اصلي موسيقي نوا (ملودي) و ضرب (ريتم) عامل سوم بنام هم آهنگي (هارموني) به آنها افزوده شد و طي سالهاي متمادي چنان تحولي درموسيقي بوجود آورد كه تاريخ موسيقي را تغيير داد و مرحله جديدي در عالم اين هنر باز كرد.بافت در موسيقي:نمونه تركيب شدن صداها با همديگر بافت در موسيقي است. بافت شاملپلي فوني-مونوفوني-هموفونيساده ترين نوع آن مونوفوني است كه معني آن تك صدايي است، در يك اركستر 5 و 6 نفره ممكن است فقط يك صدا را ايجاد كنند يا يك صدا و يك ريتم را ايجاد كنند. در بافت پلي فوني چند ملودي رابا هم ميشنويم يعني اينكه در يك اركستر يك موسيقي چند صدايي و يا چند خطي كه هر كدام به تنهايي ارزش ملوديك دارند يا هر كدام كه ملودي جدايي هستند ولي با هم ارتباط هم دارند. هموفوني يك ملودي مشخص نواخته ميشود و بقيه سازها آنرا همراهي ميكنند و آن سازها نميخواهند خودشان رامطرح ميكنند. يك ملودي با خصوصيات بارزو مشخص كه بقيه اصوات آنرا همراهي ميكنند.سازبندي (اركستر اسيون)سازشناسي: مقوله اي كه به گستردگي صوتي سازها و تكنيك ها و توانائيهاي سازها و همچنين به جنس صدا مربوط ميشود. سازبندي: هنر تنظيم اثر براي سازهاي مختلف، هنر انتخاب سازهاي مختلف براي اجراي يك اثر موسيقي.موتيف: كوچكترين جزء در موسيقي نوت است و كوچكترين ساختار موسيقي با كلمه موسيقي كه داراي مفهوم مشخصي باشد موتيف است كه به آهنگساز اجازه ميدهد تا موسيقي را گسترش دهد.تم: گستردگي تم از موتيف بيشتر است در واقع يك جزء موسيقايي كه مفهوم گسترده تر از موتيف دارد و معمولاً از موتيف طولاني تر است.موسيقي دوره كلاسيك: 1820 – 1750از سال 1750 به بعد شاهد ظهور دوره جديدي هستيم. اين كلمه مفاهيم مختلفي دارد.كلاسيك هنر دوران روم و يونان باستانهر آثار جاودان و پايدار و بياد ماندني (دوره كلاسيك) هنرتجسمي موسيقي توازن و وضوح ساختاريدر دوره باروك تفكر عقل گرايي بود و به پيچيدگي خيلي اهميت مي دادند، در نتيجه طالب زيبايي تنها نبودند كه آهنگسازان دوره كلاسيك مثل 1ـ ژوزف هايون 2ـ ولفاگانگ آمادئوس موتسارت 3ـ لودويك ون بتهوون و خيلي آهنگسازان ديگر در كنار پارامترهاي پيچيده علمي و فني به زيبائيهاي موسيقي نيز اهميت داده و آثار جاوداني خلق كردند.

اشتراک ویدئو
اشتراک ویدئو
دانلود آهنگ
دانلود آهنگ
دانلود کلیپ
دانلود کلیپ

آرتیمو
artimo
آدرس منبع: http://www.artkhuzestan.ir/
آخرین بروزرسانی: دوشنبه 6 مهر 1394 15:20:15
با باشگاه هواداران ایرانیان6234 از تمام وقایع  فرهنگی و هنری با خبر شوید.